درسنامه آموزشی علوم و معارف قرآنی (2) کلاس یازدهم معارف
درس 10: فهم قرآن در آینه ادبیات عرب (2)
صحت، فصاحت و تجوید حرف لام
لام: معمولاً درست تلفظ میشود. البته در مواردی که چند لام تکرار شده گاهی لام اول به راء تبدیل میگردد. از اینرو باید اینگونه کلمات و ترکیبات، شمرده و دقیق تلفظ شود، تا این اشتباه پیش نیاید، مانند: رَسولُ اللهِ ، الحَمدُ لِلَّهِ
لام «الـ» نزد 13 حرف مشدد، ادغام و تبدیل به حرف بعد میشود، مانند:
التّینِ ، الثُّلُث ، الدّینِ ، الذَّهَبَ ، الرَّحمنِ ، الزَّیتونِ ، السَّلامُ ، الشَّمسِ ، الصَّلاة ، الضّالِّینَ ، الطُّورِ ، الظَّنِ ، النَّار
لام ساکن در سایر موارد، فقط نزد راء ادغام و به راء تبدیل میشود، مانند:
بَل رَّبُّکُم ، قُل رَّبِّ
دقت کنید! به جز لام «الـ» در سایر موارد، لام ساکن نزد نون ادغام نمیشود و نون بعد از آن مشدد نمیگردد، بلکه باید لام تلفظ شود، مانند:
أَنزَلْناهُ ، جَعَلنا
از نظر فصاحت و تجوید، لام باید نرم و نازک تلفظ شود، و از محکم یا درشت خواندن آن، پرهیز شود، به ویژه لام مشدد، مانند:
الصَّلاة ، الَّذینَ
لام لفظ جلاله الله بعد از کسره (ــِـ الله) نیز ترقیق میشود، مانند:
أَعوذُبِاللهِ ، بِسمِ اللهِ ، الحَمدُ لِلَّهِ ، بِحَولِ اللَّهِ ، عِبادِ اللهِ
ولی بعد از فتحه (ــَـ الله) یا بعد از ضمه (ــُـ الله) تفخیم میشود، مانند:
اللَّهُ ، اللَّهُمَّ ، إِلَّا اللَّهُ ، هُوَ اللَّهُ ، رَسولُ اللهِ ، وَلِیُّ اللهِ ، اَستَغفِرُ اللهَ
تمرین: آیات درس، سوره حمد، توحید و اذکار نماز را، با رعایت صحت، فصاحت و تجوید حروف و حرکات به ویژه قواعد لام بخوانید.
فهم قرآن در آینه ادبیات عرب (2)
گام دوم در فهم: تسلط بر علم صرف و نحو
پیش از این دانستیم که قرآن به زبان عربی نازل شده است و یک مفسر برای کشف معنای دقیق لغات آن، باید بر زبان و ادبیات عربی تسلط کافی داشته باشد. شناخت ریشه و معنای لغات ـ که در درس گذشته با آن آشنا شدیم ـ از جمله مباحثی است که در زبان و ادبیات عرب مورد بحث و بررسی قرار میگیرد.
آیا با شناخت معنای لغت، تسلط بر زبان و ادبیات عربی برای یک مفسر حاصل میشود؟ یا مفسر برای تسلط بر زبان عربی، دانشهای دیگری را نیز میبایست کسب کند؟
زبان و ادبیات عربی جز لغت شناسی، چه مباحث دیگری را شامل میشود که میتوانند به خدمت فهم قرآن در آیند؟
یک مفسر به منظور تسلط بر زبان و ادبیات عربی، تواناییهای دیگری را نیز باید کسب کند که در نتیجه هر یک، فهم صحیح و دقیقتری از لغات آیه ارائه خواهد نمود. این تواناییها، عبارت است از:
1- تشخیص ساختار صرفی کلمات
یک مترجم یا مفسر برای ارائه ترجمه یا تفسیر صحیح از هر آیه، پس از تشخیص معنای ریشه واژگان، ساختار صرفی کلمات را نیز باید به درستی تشخیص داده و در ترجمه و تفسیر مورد توجه قرار دهد.
فعالیت کلاسی (صفحهٔ 141 کتاب درسی)
ریشه «کتب» به معنای «نوشتن» است. این ریشه با معنای بیان شده از آن در کلمات زیر به چه صورت ترجمه میشود؟
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا تَدَایَنتُم بِدَینٍ إِلَیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی فَاکتُبُوهُ وَ لیَکتُب بَینَکُم کَاتِبٌ بِالعَدلِ وَ لَا یَأبَ کَاتِبٌ أَن یَکتُبَ کَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ ... (بقره، آیهٔ 282)
سَتُکْتَبُ شَهَادَتُهُم وَ یُسْأَلُونَ (زخرف، آیهٔ 19)
اِذهَب بِکِتَابِی هَٰذَا فَأَلقِه إِلَیهِم ... (نمل، آیهٔ 28)
توجه به ساختار صرفی کلمات و رعایت آنها در ترجمه یا تفسیر، از جمله ضرورتهای فهم صحیح به شمار میآید که دقت یک مترجم یا مفسر را میرساند؛ بهعنوان نمونه درباره افعال، فعل معلوم باید متناسب با جنس و زمان و عدد آن به صورت معلوم و فعل مجهول نیز به همین صورت بهصورت مجهول ترجمه شود. درباره اسامی نیز اسم فاعل، اسم مفعول، صفت مبالغه، صفت تفضیلی و ... هر یک باید متناسب با تعریفی که در علم صرف برای آن بیان شده است، ترجمه و تفسیر شود.
چنان که در فعالیت صفحه قبل دیدید، ریشه «کَتَبَ»، گاهی به صوت فعل معلوم یا مجهول آمده، گاهی به صورت فعل امر و گاهی نیز به صورت اسم فاعل یا مصدر آمده است که در هر مورد باید متناسب با ساختار صرفی خود ترجمه و تفسیر شود.
حال به این آیه توجه کنید:
تَجرِی بِأَعیُنِنَا جَزَاءً لِمَن کَانَ کُفِرَ (قمر، آیهٔ 14)
برخی مترجمان و مفسران، آیه را به این صورت معنا کردهاند:
(کشتی نوح که) زیر نظر ما حرکت میکرد؛ (این) کیفری بود برای کسانی که به او کفر ورزیده بودند.
این در حالی است که با دقت در آیه میبینیم که فعل «کُفر» به صیغه مجهول آمده است که به معنای «مورد کفران واقع شد» باید در نظر گرفته شود. بر این اساس نائب فاعل این فعل، حضرت نوح خواهد بود که از سوی قومش مورد انکار و کفران واقع شده بود. بنابراین آیه به دنبال بیان جزا برای حضرت نوح است؛ نه قوم او.
ترجمه صحیح آیه، که با توجه به این نکته از سوی برخی مترجمان و مفسران ارائه شده است، از این قرار است:
(کشتی نوح که) زیر نظر ما حرکت میکرد؛ (این) پاداشی بود برای کسی که مورد انکار و کفران قرار گرفته بود.
براین اساس، توجه به ساختار صرفی واژگان از سوی مفسّر، نقش بسیار مهمی در ارائه معنای صحیح و دقیق از آیه ایفا مینماید.
فعالیت کلاسی (صفحهٔ 143 کتاب درسی)
با توجه به ساختار صرفی کلمات، در هر مورد، دقیقترین ترجمه کدام است؟ چرا؟
لِنُرِیَکَ مِن آیَاتِنَا الکُبرَی (طه، آیهٔ 23)
ترجمه اول: تا برخی از بزرگترین معجزات خود را به تو نشان دهیم.
ترجمه دوم: تا به تو معجزات بزرگ خود را بنمایانیم.
فَیَومَئِذٍ لَا یُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ (فجر، آیهٔ 25)
ترجمه اول: در یک چنین روزی، هیچکس نظیر کافر معذب نخواهد شد.
ترجمه دوم: پس در آن روز هیچ کس همانند او [خدا] عذاب نمیکند.
2- تشخیص نقش نحوی کلمه در جمله
یک مفسر پس از طی مراحل یاد شده درباره یک واژه، باید جایگاه و نقش نحوی آن را نیز درست تشخیص دهد تا ترجمه یا تفسیر دقیقتری ارائه کند.
مراد از نقش نحوی، نقشی است که یک کلمه در جمله ایفا میکند. تشخیص اینکه یک کلمه «مفعول به» یا «حال» است، «فاعل» یا «نائب فاعل» است یا اینکه «صفت» میباشد، در فهم معنای آیه و تفسیر آن تأثیر میگذارد؛ که این تشخیص، نیازمند تسلط مفسر یا مترجم بر علم نحو است.
به این آیه دقت کنید:
لِتُنذِرَ قَوْمًا مَا أُنذِرَ آبَاؤُهُم فَهُمْ غَافِلُونَ (یس، آیهٔ 6)
این آیه معمولاً به دو صورت مختلف ترجمه شده است:
1- تا بیمدهی قومی را به آنچه که پدرانشان به آن بیم داده شدند، که این مردم غافل هستند.
2- تا بیمدهی قومی را که پدرانشان انذار نشدند؛ از اینرو آنان غافل هستند.
مطالعه این دو ترجمه نشان میدهد که تفاوت آن دو، به اختلاف در تشخیص نقش نحوی کلمه «ما» در آیه باز میگردد. مترجمانی که معنای اول را بیان کردهاند، «ما» را مفعول به دوم برای فعل «تُنذِرَ» در نظر گرفتهاند و کلمه «قوم» را نیز مفعول به اول آن دانستهاند، به این معنا که محتوای انذار قوم، همان چیزی است که قبلاً پدرانشان نسبت به آن انذار شدند. در حالی که مترجمان دسته دوم، «ما» و پس از آن را صفت (جمله وصفیه) برای کلمه «قوم» دانستهاند، به این معنا که این قوم از صفتی برخوردار هستند و آن انذار نشدن پدرانشان است. تشخیص اینکه «ما» مفعول به یا صفت است، نقش تعیین کنندهای در برداشت از آیه دارد که لازمه این تشخیص، تسلط مترجم یا مفسّر بر علم نحو است. مفسر با آگاهی از این علم و دلایلی که در آن وجود دارد، خواهد دانست که «ما» در این آیه نمیتواند مفعول برای فعل «تُنذِرَ» باشد و لذا ترجمه دوم، ترجمه صحیحی است.
امروزه برای آسانی در تشخیص نقش نحوی واژگان، قرآن، کتابهایی با عنوان کلی «اعراب القرآن» تألیف و تدوین شده است که این کتابها با تعیین نقش دقیق هر واژه در آیات قرآن میتوانند به عنوان منبعی برای محققان و مفسران مفید باشند.
فعالیت کلاسی (صفحهٔ 145 کتاب درسی)
با توجه به نقش نحوی واژگان در آیه، دقیقترین ترجمه کدام است؟ چرا؟
صِبغَةَ اللَّهِ وَ مَن أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبغَةً (بقره، آیهٔ 138)
ترجمه اول: این رنگ خداست و چه رنگی بهتر از رنگ خداست؟
ترجمه دوم: رنگ خدا را (انتخاب کنید) و چه کسی رنگش نیکوتر از رنگ خداست؟
اندیشه و تحقیق (صفحهٔ 145 کتاب درسی)
به این آیه دقت کنید:
فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ... وَ کَفَّلَهَا زَکَرِیَّا... (آل عمران، آیهٔ 37)
این آیه به دو صورت ترجمه شده است:
1- خداوند، مریم را به طرز نیکویی پذیرفت... و زکریا را به سرپرستی او برگزید.
2- خداوند، مریم را به طرز نیکویی پذیرفت... و سرپرستی او را زکریا به عهده گرفت.
با توجه به آنچه در این درس خواندید ترجمه صحیح کدام است؟ چرا؟